قاضى احمد بن محمد غفارى كاشانى
244
تاريخ نگارستان ( فارسى )
گفت اگر چون منى نباشد در اين لشكر چون تو ضعيفى بيايد داد خواهد كه در وى نگرد و داورى بستاند ؟ و اگر در غارت بزن جوانى رسند ويرا از دست ايشان كه رهاند ؟ [ 434 - ترجمهء خواجه نصير طوسى . ] 434 من الغرائب خواجه نصير الدين محمد بن حسن طوسى كه از غايت شهرت احتياج بتعريف ندارد . نظم : چنان گرفت جهانرا شهور تصنيفش * كه آفتاب بود ذرهء بوقت ظهور دقايق سخن او خفى چو جرم سها * و ليك گشته چو خورشيد در جهان مشهور حرير گلشن در كشف مشكلات علوم * چنان كه نغمه داود در اداى زبور و اصل آن جناب از جهرود ساوه است اما چون مولد و منشأش طوس است بطوسى اشتهار دارد و خدمتش در تاريخيكه از اين قطعه مستفاد ميگردد درگذشت . قطعه : نصير ملت و دين پادشاه كشور فضل * يگانهء كه چو او مادر زمانه نزاد بسال ششصد و هفتاد و دو بذيحجه * بروز هجدهم اندر گذشت در بغداد در جامع التواريخ خواجه رشيد مذكور است كه بنابر وصيت خواستند كه خواجه را در جوار مشهد كاظمين مدفون سازند پس محلى اختيار كرده آغاز حفر كردند بيكبار سردابهء مرتب و مزين بكاشى ظاهر شد نيك كه تفحص كردند همان بود كه ناصر عباسى جهت خود مرتب ساخته و او را ميسر نشده در رصافه مدفون گرديد از مؤيدات خواجه آنكه سردابهء مذكوره در روز شنبهء يازدهم جمادى الاول سنهء 597 سبع و تسعين و خمسمأة باتمام رسيده و در همانروز وقت طلوع آفتاب آن جناب بجهان آمد و هفتاد و پنج سال و هفت ماه و هفت روز عمر كرده بود و اين رباعى از اوست بيت : موجود به حق واحد اول باشد * باقى همه موسوم و مخيل باشد هرچيز جز او كه آيد اندر نظرت * آن نقش دو بين چشم احول باشد [ 435 - نشستن ابقا خان بجاى هلاكو . ] 435 من الوقايع چون بعد از هلاكو خان ابقا خان ولدار شد او در روز جمعهء سيزدهم شهر رمضان سنهء 663 ثلاث و ستين و ستمأة در زياده حدود فراهان بر سرير خانى نشست هنوز شجرهء دولتش نونهال و نير سلطنتش هلال بود كه پادشاه وقت بركا بن جوجى بن چنگيز خان بعزم تسخير مملكتش برنشست و توقاى كه مقدمهء لشكر او بود از در بندگى بگذشت . اباقا برادر خود را بمدافعهء او فرستاده ميانهء ايشان در نزديكى شيروان در بيستم شهر صفر مصاف دست داده اگرچه امراى اباقا چون لواى قايدرو بن طغا چار بقتل آمدند اما تيرى بر چشم توقا خورده بنابرآن عنان عزيمت بجانب شاهوان معطوف داشت و بركا با سيصد هزار اوزبك خونخوار حركت نموده تا كنار كر تاختند و اباقا با لشكر خود اينطرف آب را نگاهداشته جسرها را ويران ساخت و چون مخالفان از عبور مأيوس